ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

91

سفرنامه شاردن ( فارسى )

به نشان حق‌شناسى اعتراف مىكنم كه بازرگان يونانى پيمان به جا آورد ، و چندان كه مىتوانست مهربانى و مواظبت فرمود . نخست براى اين‌كه در اين سفر طولانى در زحمت نباشم اتاق مخصوصى برايم گرفت ، و قول داد كم‌كم ، و در مواقع مناسب ، همهء كالايم را وارد كشتى ، و به اتاقم منتقل كند ، و چنين كرد . آن‌گاه با بيان گرم و دوستانه به من آموخت اوقات خود را در كشتى چگونه بگذرانم ، كى و چگونه به عرشهء كشتى بروم و وقتى به بندر كافا رسيديم رفتار و كردارم چگونه باشد ، تا مشكلى پيش نيايد . يادم داد كه اگر بتوانم سفارشنامه‌اى خطاب به فرماندار آزاك بگيرم ، و گذرنامه‌اى از امپراتور به دست آورم ، بسى مفيد خواهد بود . تحصيل سفارشنامه دشوار نبود امّا گرفتن گذرنامه ظاهرا ناشدنى مىنمود زيرا اين تقاضا قبلا كاملا رد شده بود . من مشكل خود را به آقاى نوانتل گفتم ، و مؤدبانه به او پيشنهاد كردم از سفارشنامه‌اى كه سفير انگلستان در پاريس « 46 » ، دربارهء من ، به سفير آن كشور در قسطنطنيه نوشته بود استفاده كنم ، خود را يكى از اتباع انگليس بنمايم ، و بدين گونه گذرنامه بگيرم . مسيو نوانتل در آغاز پيشنهاد مرا نپسنديد و نپذيرفت ؛ اما وقتى دريافت جز اين چاره ندارم و اگر چنين نكنم سفر كردن نمىتوانم ، تسليم شد ، و به منشى سفارت دستور داد در اين باره شرحى به سفير انگلستان در قسطنطنيه بنويسد . سفير نامبرده پس از خواندن نامهء مسيو نوانتل بدون بهانه‌گيرى ، با خوشرويى و لطف تمام همان‌گونه كه از وى تقاضا شده بود اقدام كرد . اما اين تدبير نيز سودمند نيفتاد ، چه قائم مقام صدراعظم درست در لحظه‌اى كه مىخواست گذرنامهء مرا صادر كند آگاه شد كه اين رواديد خروج براى همان فرد فرانسوى است كه مجاز به بيرون شدن از مرز نبوده ، و براى رسيدن به مقصود بدين نيرنگ دست زده است . بدين گونه نه تنها صدور گذرنامه متوقّف شد ، بلكه قائم مقام نخست‌وزير عثمانى محترمانه از سفير انگلستان گله كرد كه چرا درخواست مسيو نوانتل را پذيرفته و چنين كار نادرستى كرده است . شگفت اين‌كه چون جز دو سفير كسى از اين راز آگاه نبود ، در ضمير سفير انگليس اين گمان پديد آمد كه خود مسيو نوانتل بنا به مصلحتى قائم مقام

--> ( 46 ) - در آن هنگام سفير انگليس در فرانسه سر دانيل هاروى ( sir daniel harvey ) نوهء پزشك معروف انگليسى ويليام هاروى بود .